پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۴
چرا پرداختن به «کرامت انسانی» از منظر امام رضا علیه‌السلام ضرورت دارد؟

حجت‌الاسلام خلیل‌پور تصریح کرد: از نگاه امام رضا علیه‌السلام، کرامت انسانی در جامعه اسلامی با اصل «اخوّت» (برادری) گره خورده است. این برادری، تنها یک مفهوم عاطفی نیست، بلکه تکلیفی سنگین در عرصه اقتصادی و اجتماعی محسوب می‌شود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، امروز بشریت با چالش‌های عمیقی دست‌وپنجه نرم می‌کند. بسیاری از این معضلات، ریشه در غفلت از کرامت ذاتی انسان دارد؛ گوهری که در جوامع مدرن، اغلب قربانی منافع مادی و قدرت‌طلبی شده است.

در چنین شرایطی، بازخوانی آموزه‌های انسان‌ساز ائمه معصومین علیهم‌السلام، به‌ویژه سیره و کلام امام رضا علیه‌السلام، می‌تواند چراغ راهی برای خروج از این بحران‌ها باشد.

امام هشتم با نگاه توحیدی خود، کرامت انسانی را یک حقیقت وجودی می‌دانند که در متن زندگی روزمره، از اقتصاد و معیشت تا عبادات و روابط اجتماعی جریان دارد.

در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام علی خلیل‌پور، کوشش می‌کنیم تا با تکیه بر روایات حضرت امام رضا علیه‌السلام ابعاد گوناگون این نگاه تمدن‌ساز را واکاوی کنیم.

چرا پرداختن به موضوع کرامت انسانی از منظر امام رضا علیه‌السلام در دنیای امروز ضرورت دارد؟



چرا پرداختن به موضوع کرامت انسانی از منظر امام رضا علیه‌السلام در دنیای امروز ضرورت دارد؟

کرامت انسانی، جوهر و گوهر وجود بشر و مهم‌ترین میراث فطری و حق بنیادین اوست. متأسفانه در عصر حاضر، شاهدیم که بسیاری از جوامع بشری به دلیل نادیده گرفتن این اصل، دچار ظلم‌های متعدد، استکبار، فقر و تبعیض‌ شده‌اند. ریشه این نابسامانی‌ها، در اندیشه‌ای نهفته است که انسان را صرفاً موجودی مادی و اقتصادی می‌نگرد و از بُعد معنوی و کرامت الهی او غافل می‌ماند. مطالعات روان‌شناختی و جامعه‌شناختی نشان داده که بسیاری از اضطراب‌ها و ناآرامی‌های فردی و اجتماعی، ناشی از همین فراموشیِ خودِ حقیقی و جایگاه والای انسان است.

از این رو، ارائه یک تبارشناسی روشن و منسجم از کرامت، مبتنی بر آموزه‌های دینی که توانایی تمدن‌سازی دارند، یک ضرورت انکارناپذیر است. در این میان، تعالیم امام رضا علیه‌السلام چارچوبی جامع ارائه می‌دهد که در آن، کرامت یک امتیاز مادی یا قومی نیست بلکه عطیه‌ای الهی است که همه فرزندان آدم از آن برخوردارند.

ایشان کرامت را به خلافت الهی انسان گره می‌زنند؛ چرا که انسان «خلیفة الله» است و خلیفه کریم، کریم خواهد بود. از این منظر، حفظ کرامت هر انسان، هم وظیفه‌ای فردی و هم تعهدی همگانی است و مرزهای دینی و نژادی را طی می کند.

مبنای هستی‌شناختی کرامت در اندیشه امام رضا چیست و چگونه به «خلافت الهی» پیوند می‌خورد؟

در دستگاه فکری امام رضا علیه‌السلام، کرامت یک مفهوم قراردادی یا اعتباری نیست، بلکه حقیقتی وجودی و ریشه‌دار در توحید است. به بیان دقیق‌تر، کرامت، موهبتی است که انسان را از مرتبه یک مخلوق صرف فراتر می‌برد و به او شأن «جانشینی خدا» می‌بخشد. این کرامت ذاتی خود انسان نیست، بلکه «عطیه» و «امانت» الهی است که از ناحیه غیر (خداوند) به او اعطا شده است.

همان‌گونه که هستی انسان «بالغیر» (وابسته به دیگری) است، کرامت او نیز از غیر (خدا) سرچشمه می‌گیرد. منشأ این کرامت، استناد به خلافت و جانشینی انسان از سوی خداوند است؛ زیرا خداوند ذاتاً کریم است و «درس کرامت» می‌دهد، و خلیفه کریم نیز کریم خواهد بود.

امام رضا علیه‌السلام برای روشن‌تر شدن این مطلب، از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل می‌فرمایند: «الایمان قول مقبول و عمل معمول و عرفان بالعقول» (بحارالانوار، جلد۶۶، صفحه ۶۷ و ۶۸) ایمان، اقرار گفتاری (پذیرش زبانی)، عمل انجام‌یافته، و شناخت به‌وسیله عقل‌ها است.

این روایت نشان می‌دهد که ایمان واقعی، بی‌تأمل و تقلیدی نیست و همیشه با عقلانیت و شناخت عمیق همراه است. در واقع، انسان زمانی می‌تواند نقش خلیفه الهی را به درستی ایفا کند که با عقل خود، اراده و سخن خدا را بفهمد، به آن باور داشته باشد و بر اساس آن عمل کند. عمل به این نقش جانشینی است که به انسان سهمی از کرامت می‌دهد و او را در کلاس درس «خدای اکرم» راه می‌دهد. همچنین، مراتب کرامت متفاوت است؛ بالاترین درجه آن ویژه پیامبران و معصومان است و مراتب بعدی به مؤمنان راستین تعلق دارد، اما اصل کرامت، همگانی و فراگیر است.

از نگاه امام رضا علیه‌السلام، چگونه تبعیض‌ها و امتیازهای ظاهری در مقابل کرامت انسانی رنگ می‌بازند و جهان‌شمولی این کرامت چگونه اثبات می‌شود؟

یکی از برجسته‌ترین آموزه‌های امام رضا علیه‌السلام، نفی هرگونه برتری‌جویی نژادی، قومی، قبیله‌ای یا طبقاتی است. ایشان با تأکید بر اینکه همه مردم از یک پدر و مادر آفریده شده‌اند و خدای آنان یگانه است، هر گونه امتیاز ظاهری را بی‌اعتبار می‌شمارند. معیار کرامت، تنها و تنها «عمل صالح» و «تقوای الهی» است و هیچ نسبتی، هرچند به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، نمی‌تواند جایگزین آن شود.

در این زمینه، از امام رضا علیه‌السلام نقل شده که فرمودند: «رأس العقل بعد الإیمان بالله التودد إلی الناس، و اصطناع الخیر إلی کل بَر و فاجر» (تحف العقول، صفحه۳۲۶) اوج خردمندی پس از ایمان به خدا دوستی با مردم و نیکوکاری نسبت به هر انسان است؛ چه نیکوکار باشد و چه بدکار.

این سخن به وضوح نشان می‌دهد که رفتار انسانی با همه مردم، بدون در نظر گرفتن عقیده یا رفتار آنان، یک اصل عقلی و دینی است. چه افراد درست‌کار و متعهد باشند و چه ناب‌هنجار و گناه‌پیشه، باز هم باید با کرامت با آنان برخورد کرد، زیرا این رفتار نیک، خود می‌تواند آنان را به مسیر صحیح هدایت کند و آگاهی‌بخش باشد.

«زندگی عادی» در منظومه فکری امام رضا چطور است و چگونه کرامت را در عرصه اقتصاد و معیشت تثبیت می‌کند؟

باور به اینکه حوزه معیشت، کسب‌وکار، خوراک و پوشاک و تمام مناسبات روزمره، صرفاً میدانی برای سودجویی یا ارضای غرایز نیست، بلکه صحنه‌ای برای اجرای تکالیف الهی و حفظ کرامت انسان به‌عنوان «خلیفة الله» است. امام رضا علیه‌السلام با نگاهی عمیق، اقتصاد و معیشت را از امور مقدس می‌شمارند و بر این باورند که هرگونه بی‌توجهی به اصول اخلاقی و توحیدی در این عرصه، کرامت انسان را خدشه‌دار می‌سازد.

اصل زیربنایی در اقتصاد رضوی، اعتقاد به مالکیت حقیقی خداوند است. امام رضا علیه‌السلام در این باره می‌فرمایند: «إِذَا کَانَ (الله تعالی) الْمَالِکَ لِلنُّفُوسِ وَ الْأَمْوَالِ وَ سَائِرِ الْأَشْیَاءِ، الْمَلِکَ الْحَقِیقِیَّ وَ کَانَ مَا فِی أَیْدِی النَّاسِ عَوَارِیَّ» (مستدرک الوسائل، جلد1، صفحه552.) چون خداوند مالک حقیقی نفوس، اموال و دیگر اشیاست، و آنچه در دست مردم است، عاریت است.

این باور، ریشه حرص، احتکار، اسراف و هرگونه دلبستگی افراطی به مال را می‌خشکاند و انسان را به‌عنوان امانت‌دار و مسئول در برابر حقوق محرومان قرار می‌دهد. توحید درست، آدمی را از پرستش مادیات باز می‌دارد و او را برای ایفای تعهدات مالی خویش آماده می‌سازد.

نکته دیگری که حضرت به آن توجه فرمودند مربوط به فقر است. امام رضا علیه‌السلام فقر را نه فقط یک مشکل اقتصادی، بلکه یک آفت تمدنی و عامل کوچک‌شدن شخصیت انسان معرفی می‌کنند. ایشان می‌فرمایند: «المسکنة مفتاح البؤس» (بحارالانوار، جلد۷۲، صفحه۴۷؛ همچنین بحارالانوار، جلد۷۸، صفحه۳۵۳) فقر و تهیدستی، کلید بدبختی است.»

این سخن نشان می‌دهد که فقر، کرامت انسان را خدشه‌دار و او را دچار حقارت می‌کند؛ از این رو، رفع فقر و تأمین معیشت شرافتمندانه، یک وظیفه دینی و اجتماعی است. در عین حال، امام علیه‌السلام تأکید دارند که کرامت انسان هرگز در برابر نیازهای مادی معاوضه نمی‌شود.

«اندازه‌داری» و «پرهیز از تباه‌سازی سرمایه‌ها» از منظر امام رضا چه جایگاهی در تحقق ایمان و صیانت از کرامت دارد؟

امام رضا علیه‌السلام «اندازه‌داری در معیشت» را یکی از سه رکن اساسی برای کامل‌شدن حقیقت ایمان برمی‌شمارند. ایشان می‌فرمایند: «لَا یَسْتَکْمِلُ عَبْدٌ حَقِیقَةَ الْإِیمَانِ حَتَّی تَکُونَ فِیهِ خِصَالٌ ثَلَاثٌ: التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ، وَ حُسْنُ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعِیشَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَی الرَّزَایَا» (تحف العقول، صفحه۳۲۹) حقیقت ایمان بنده کامل نمی‌شود مگر اینکه سه خصلت در او باشد: ژرف‌شناسی در دین، اندازه‌داری و حسابگری در زندگی، و شکیبایی در مصیبت‌ها.

«حُسن تقدیر» یعنی هماهنگ کردن هزینه‌ها با درآمدها، پرهیز از زیاده‌روی و اسراف، و اتخاذ رویکردی عقلانی و فنی در تمام مخارج و سرمایه‌گذاری‌ها، از خرید یک وسیله کوچک تا احداث یک کارخانه بزرگ.

در مقابل، «تباه‌سازی اموال» از نظر امام رضا علیه‌السلام، عملی است که خداوند آن را دشمن می‌دارد. ایشان فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ... إِضَاعَةَ الْمَالِ» (تحف العقول، صفحه۳۲۶) همانا خداوند تباه کردن مال را دشمن می‌دارد.

تباه‌سازی سرمایه‌ها، نه تنها به فرد زیان می‌رساند، بلکه منابع نسل‌های آینده را نیز به خطر می‌اندازد و جامعه را به سمت سستی و ناتوانی سوق می‌دهد. همچنین امام علیه‌السلام بر بهره‌برداری کامل از همه مواد و جلوگیری از دور ریختن اشیای قابل استفاده تأکید دارند؛ از جمله اینکه دستور می‌دهند از هسته خرما و هر چیزی که سودمند است، باید استفاده شود و قطعه‌قطعه کردن پول رایج که موجب فساد اقتصادی می‌شود، ممنوع است (مسند الامام الرضا، جلد۲، صفحه۳۱۴)

رابطه برادری و مساوات در جامعه اسلامی از دیدگاه امام رضا چگونه کرامت اجتماعی را تضمین می‌کند؟

از نگاه امام رضا علیه‌السلام، کرامت انسانی در جامعه اسلامی با اصل «اخوّت» (برادری) گره خورده است. این برادری، تنها یک مفهوم عاطفی نیست، بلکه تکلیفی سنگین در عرصه اقتصادی و اجتماعی محسوب می‌شود. ایشان در این باره می‌فرمایند:

«إِعْلَمْ... أَنَّ حَقَّ الْإِخْوَانِ وَاجِبٌ فَرْضٌ... وَ إِنْ تُبْذِلُوا لَهُمُ الْأَمْوَالَ وَ النُّفُوسَ وَ تُوَاسَاتُهُمْ وَ مُسَاوَاتُهُمْ فِی کُلِّ مَا یَجُوزُ فِیهِ الْمُسَاوَاةُ وَ الْمُوَاسَاةُ» (بحارالانوار، جلد۷۴، صفحه۲۲۶) بدان که حق برادران، واجب و فریضه است... و باید برای آنان سرمایه‌گذاری کنید و در همه چیزهایی که مساوات و برابری رواست، با آنان به برابری رفتار کنید.

این روایت، سرمایه‌گذاری مالی و از جان‌گذشتن در راه برادران دینی را یک الزام معرفی می‌کند. امام صادق علیه‌السلام نیز مؤمنان را به اعضای یک پیکر تشبیه می‌کنند که اگر عضوی به درد آید، دیگر اعضا باید آن درد را حس کنند و به فریاد برسند. بنابراین، جامعه اسلامی بر اساس این نگاه، یک پیکره واحد است که در آن، مساوات و هم‌دلی، مانع از شکل‌گیری تبعیض و محرومیت می‌شود و کرامت همگان را پاس می‌دارد.

به‌عنوان سخن پایانی، اگر بخواهیم درس اصلی سیره امام رضا علیه‌السلام را در یک عبارت خلاصه کنیم، آن چیست؟

درس اصلی این است که کرامت انسانی، یک آرمان انتزاعی و زیبایی‌شناختی نیست، بلکه حقیقتی است که در بستر زندگی روزمره، در نحوه خوردن، پوشیدن، کار کردن، دادوستد کردن و عبادت کردن، معنا و عینیت می‌یابد.

امام رضا علیه‌السلام با پیوند دادن الهیات و معیشت، نشان داد که اقتصاد بدون اخلاق، عبادت بدون مسئولیت اجتماعی، و ایمان بدون عقلانیت، نمی‌توانند کرامت انسانی را صیانت کنند. قدسیت زندگی عادی یعنی اینکه هر حرکت کوچک اقتصادی، هر رفتار با همسایه، هر جرعه آبی که به تشنه‌ای می‌رسانیم و هر روزه‌ای که برای درک گرسنگی دیگران می‌گیریم، همگی صحنه‌های تحقق کرامت الهی هستند.

این نگاه جامع و عمل‌گرا، بنیاد تمدنی است که در آن، انسان نه ابزار توسعه، بلکه هدف و محور آن است و هیچ فقر، تبعیض و استکباری نمی‌تواند جایگاه خلیفه‌اللهی او را خدشه‌دار کند. با تأسی به این آموزه‌ها، می‌توان جامعه‌ای ساخت که در آن کرامت هر فرد، از مسلمان و غیرمسلمان، از غنی و فقیر، از سفید و سیاه، به‌عنوان یک اصل بنیادین پاس داشته شود.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha